معرفی کتاب۳

  • معرفی کتاب تربیت بدون فریاد
  • نویسنده:هال ادوارد رانکل

این کتاب مشتمل بر چهار بخش است:که عناوین آنها را برای شما بیان می کنم.

  • بخش اول :والدین خونسردی شویم که واقعا فرزندانمان نیاز دارند.
  • بخش دوم:حفظ خونسردی یعنی ایجاد حریم
  • بخش سوم:حفظ خونسردی یعنی تعیین جایگاه
  • بخش چهارم:خود را به تمرین کردن عادت دهید
  • کلیت هر بخش را در چند سطر برای شما بیان می کنم:

جمع بندی سخن نویسنده در فصل اول:

  • همه والدین در امر تربیت کشمکش هایی را تجربه می کنندکه جنبه همگانی دارند. همه ما به طرز باورنکردنی نگران فرزندانمان و تصمیم گیریهای آنها هستیم و نمی دانیم در این باره چه کنیم .درباره آینده آنها نگرانیم و خود خوری می کنیم و لا جرم آن قدر بر آنها تمرکز می کنیم که متوجه نمی شویم که این نگرانی بر ما غلبه می کند و ما را به واکنش های نسنجیده آنی وامی دارد.تربیت بدون فریاد به فرو نشاندن واکنش های احساسی در مقابل این نگرانی می پردازد.
  • مهمترین کاری که می توانیم برای فرزند خود انجام دهیم این است که یاد بگیریم روی رفتار خود تمرکز کنیم.اگر بر خود تمرکز کنید رابطه سالم تر و شادتری با کل اعضای خانواده خواهید داشت.
  • والدین احساس می کنند بیش از اندازه تحت فشارند.بیش از اندازه مسئولند،آمادگی لازم را ندارند وآن طور که باید از انها قدردانی نمی شود.دلیل این که تا این حد احساس درماندگی می کنیم این است که می خواهیم الگویی غیر ممکن را دنبال کنیم.این زیباترین دروغ درباره تربیت است که “ما به جای فرزندمان مسئول هستیم”
  • مسئول بودن به عنوان یک والد بدون فریاد تغییری بنیادی در هدف شما به عنوان پدر یا مادر ایجاد می کند. ،مسئول بودن به معنای واقعی یعنی قدرت ایجاد رشدی پایدار و مستمر نه اعمال قدرت یا تحکم به اطاعت ،مسئول بودن یعنی ترغیب و تشویق فرزندان طوری که آنها به صورت خود انگیخته رفتار کنند.
  • تسلیم شدن در مقابل پاسخهای هیجانی عملا شما را به سوی پیامدهایی سوق می دهد که سعی دارید از آن اجتناب کنید.
  • برای آنکه اقتدار خود را در خانواده حفظ کنید و تاثیری ماندگار بر تصمیم گیریهای فرزندانتان داشته باشید ،تاثیری که مشتاقانه در آرزوی آنید ابتدا باید خود را آرام کنید.البته حفظ خونسردی به راحتی آنچه در کلام می آید نیست اما اگر می خواهید در کمال آرامش نفوذ خود را اعمال کنید و والد خونسردی باشید که فرزندتان واقعا نیاز دارد پس لطفی در حق همه بکنید :به زشد خود ادامه دهید!

بیان نکاتی کلیدی از بخش دوم کتاب:

  • هریک از ما به فضایی از آن خود نیاز داریم فرزندان ما هم اینگونه هستند.
  • اگر فرزندان ما حریمی از خود نداشته باشند که خطاهایشان در آن رخ دهد ،زندگی آنها عاریه ای بیش نخواهد بود.فرزندان ما از همان بدو تولد سفری را آغاز کرده اند که در آن از ما فاصله می گیرند. حتی نیاز آنها به پیوند نزدیک با ما در ابتدا برای آن است که احساس امنیتی را در خود پرورش دهند که در آینده بدون ما هم بتوانند روی پای خود بایستند.
  • انچه هماره موجب می شود به حریم آنها تجاوز کنیم واکنش برخاسته از نگرانی خود ماست.
  • وقتی فرزندتان شما را به مبارزه دعوت می کند در واقع گویی شما را می آزماید تا ببیند که آیا شما ثابت و استوار هستید یا نه و او از ته دل دوست دارد که شما موفق شوید(خواسته بلند مدت) اگرچه خواسته سطحی او این باشد که در آن لحظه شما تسلیم شوید.
  • به فرزندان خود لقب ندهیم چه خوب چه بد ،چرا که حریم او را محدود می کنیم و آزادی عمل را از او می گیریم.

در بخش سوم به جایگاه افراد میپردازد:

  • حریم شخصی به ارتباط ما با خودمان اشاره میکند اما جایگاه عمدتا به ارتباط ما با دیگران مربوط می شود .وقتی حریم شما با حریم دیگری برخورد پیدا میکند به حدود خود پی میبرید و به این ترتیب از جایگاه خود کمی آگاهتر می شوید .
  • کودکان این بینش را ندارند که درک کنند تماشای بی وقفه یک فیلم پنج ساعته و پرداختن بیش از حد به یک بازی یا سرگرمی واقعا زندگی انها را مختل می سازد.وقتی در خانه چارچوب و معیار کافی برای رفتار کودکان وجود نداشته باشد ،اتفاقهای عجیبی رخ می دهد. آنها هر کاری را که دوست دارند هر وقت که بخواهند انجام می دهند و بعد از اینکه شاد نیستند سر خورده می شوند.
  • صرف آن که قدرت به سهولت مورد سوء استفاده قرار میکیرد مارا مجاز نمی سازد که آن را به کلی رد کنیم.آسیبی که فقدان اقتدار به ویژه در زندگی کودکان به بار می آورد درست مانند سوء استفاده از قدرت حشتناک است.
  • هرچه کودکان ما بیشتر با عواقب اندک قانون شکنی های کوچک خود روبه رو شوند کمتر دچار خطاهای بزرگ و عواقب شدید آنها میشوند.هرچه فرزندمان ما زودتر با قانون “هرچه بکاریم همان را درو خواهیم کرد.”آشنا شوند کمتر مجبور می شوند به موازات رشدشان تاوانهای سیگین تری برای خطاهای بزرگ تر خود پس دهند.
  • در دوران تحصیل اجازه دهیم فرزندمان مسئولیت کم کاریهای خود را به عهده بگیرند چرا که عبرت گرفتن از اشتباهات مؤثرترین شکل ممکن آموزش است.
  • سعی کنید اگر به دنبال پیامد کار اشتباه فرزندتان ،تنبیهی را در نظر می گیرید مثل محروم کردن او از شیء یا کار مورد علاقه اش ،حتما روی حرف خود ثابت قدم باشید.

بخش چهارم  کتاب را مرور می کنیم:

  • شما نمی توانید از خانواده خود مراقبت کنید مگر اینکه ابتدا از خود مراقبت کنیدم.مثال:اگر در موقعیتی دچار افت ناگهانی اکسیژن شوید (مثل داخل هواپیما )و فرزندتان همراهتان باشد قبل از هر چیز باید ماسک خود را به صورت بزنید چون در صورت نبود اکسیژن کارکرد مغز مختل می شود و نخواهید توانست از عهده محافظت از فرزندتان بر آیید .
  • بالاترین مرتبه عشق به فرزندمان این اس که با خود بگوییم من خود را به خاطر منافع تو دوست دارم.شخصی که در این مرحله به سر می برد می گوید :”من خود را دوست دارم ،روی خود کار می کنم و خود سازی می کنم تا بتوانم با تمامیت و سرشار بودن خود ،به تو نزدیک شوم.من ازخود مراقبت می کنم تا تو مجبور نباشی این کار را برای من انجام دهی. با سرشار بودن است که می توانم به خاطر تو ،خود،هدایا ،محبت،وتلاشم را بخشش کنم.”
  • و در آخر اینکه اگر شما زندگی زناشویی خود را فدای فرزندانتان کنید بی تردید هر دو را از دست خواهید داد.

امیدوارم با این خلاصه این حس در شما ایجاد شده باشد که کتاب را به دست بگیرید و مطالعه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

معرفی کتاب۲

*خلاصه کتاب  تربیت کودک و آزادی از مجموعه پنج جلدی “من دیگر ما ”

نویسنده :محسن عباسی ولده

انتشارات :جامعه الزهراء ،قم

در این کتاب نویسنده به بحث آزادی و نقش آن در تربیت فرزند پرداخته است ..

بخش اول :این مطلب را توضیح می دهد که در سنین خردسالی و زیر هفت سال یکی از اصلی ترین رفتارهایی که به کودکان پیام محبت را منتقل می کند آزادی دادن به آنهاست و  اینکه خط قرمزهای آزادی برای کودکان کدام است.

بخش دوم:آثار آزادی کودک بررسی می شود در ۶ مورد؛

  1. ایجاد رابطه عاطفی بین کودک و والدین
  2. تخلیه انرژی و رسیدن به آرامش
  3. دستور پذیری
  4. پاسخ به حس کنجکاوی
  5. کمک به استقلال کودک
  6. کمک به بزرگ شدن کودک

بخش سوم اثار محدودیت های بی جا را بررسی می کند در ۷ مورد

  1. شرارت
  2. لجاجت
  3. افسردگی
  4. ترس
  5. از بین رفتن برخی از علاقه های مثبت
  6. مخفی کاری
  7. از بین رفتن اقتدار والدین

در بخش چهارم این موضوع بررسی می شود که چرا فرزندمان را آزاد نمی گذاریم،نویسنده به ۱۴ مورد از دلایل این مسئله پرداخته و هر کدام را به تفصیل توضیح داده که آنها را لیست می کنیم:

 

  1. نا آگاهی،
  2. بی حوصلگی،
  3. به هم ریختگی خانه ،
  4. کم بودن زمان مادر،
  5. لوس شدن و سوء استفاده کودک از آزادی
  6. عادت به آزادی بعد از ۷ سال
  7. تمایل اوبه آزادی در مهمانی ها
  8. اعتراض از سوی بچه های بزرگتر
  9. حرف مردم و طرد شدن
  10. شرایط خاص زندگی در دنیای امروز
  11. مخالفت یکی از والدین
  12. آموزش نظم
  13. اسراف و تبذیر
  14. مریض شدن

در بخش بعد  در مورد هنر آزاد گذاشتن کودک و راهکارهای کلی در این رابطه صحبت می شود .

در قسمت بعد نمونه هایی از هنر آزادی را برای خوانندگان تشریح کرده مثل بازی با مهر ،اب بازی،بازی با وسایل در کمد یا کابینت،بازی با کتاب ِ،با غذا،در مهمانی  و نکات لازم در این رابطه بیان شده

در آخر نحوه محدود  کردن کودکان درمناطق ممنوعه ی آزادی بیان شده و تو ضیحات لازم ارائه گردیده و بالاخره نویسنده به دو سؤال مهم پاسخ داده:

پرسش اول:ما که تا به حال آزادی نداده ایم ،چه کنیم ؟

پرسش دوم:آیا آزادی پس از هفت سال ادامه دارد ؟

آخر کتاب هم بخشی برای پاسخگویی به پیامک های ارسالی برای نویسنده در نظر گرفته شده است.

 

 

معرفی کتاب۱

  • معرفی کتاب اثر مرکب
  • اثر دارن هاردی

این کتاب از یک مقدمه، شش فصل ، نتیجه گیری و ضمیمه ها تشکیل شده است.که خلاصه ای از کتاب را در این نوشته بیان می کنم.

  • فصل اول:در این فصل در مورد اثر مرکب در عمل صحبت می کند که خلاصه ی آن را بیان می کنم:
  • ثبات و پایداری ،کلید نهایی موفقیت است.
  • به نقل از پدر دارن هاردی :آدمی باش که «نه» می گوید .با همرنگ جماعت شدن هیچ موفقیت بزرگی بدست نمی آید . غیر معمول باش یک آدم فوق العاده.
  • نداشتن تجربه ،مهارت،هوش یا توانایی های ذاتی با تلاش زیاد جبران می شود.
  • انتخابهای کوچک و هوشمندانه به علاوه ی پایداری و زمان باعث تفاوتهای بنیادین می شود.
  • هیچ چیز مثل موفقیت رو به نابودی نمی رود.به خاطر آسوده خاطر شدن مردم بعد از موفقیت در کاری و ادامه ندادن آن.
  • فصل دوم : انتخاب
  • تمام زندگی ما مجموع کل انتخاب های ماست.
  • هر انتخابی به مرور زمان به عادت تبدیل می شود .
  • انتخابهایتان شما را می سازند.
  • اثر مرکب همیشه در حال تاثیر گذاری در زندگی ماست.مهم این است که ما آنرا درمسیر خدمت و پیشبرد اهدافمان به کار بگیریم.
  • اگر مسئولیت صد در صد زندگی را بپذیریم زندگیمان متحول می شود .
  • همه ما خوش شانس هستیم چرا که شانس به مجموعه ای از انتخابها بستگی دارد.
  • فرمول کامل خوش شانسی عبارت است از :آمادگی+نگرش+فرصت+اقدام
  • بزرگترین تفاوت موفقها با ناموفقها این است که موفقها کارهایی را انجام می دهند که ناموفق ها تمایل به انجام آنها ندارند.
  • اولین قدم همیشه سخت تر از آن چیزی که واقعا هست به نظر می رسد.
  • فصل سوم :عادتها
  • به گفته «وبستر» عادت یک رفتار اکتسابی تقریبا یا کاملا غیر ارادی است.
  • ما همان هستیم که مکرر انجام می دهیم نه آنچه آرزوی بودنش را داریم .
  • بر اساس مطالعات روانشناسی ۹۵ در صد احساسات ،تفکر و اعمال ما دراثر یک عادت یاد گرفته شده است.
  • موفقیت آدمها ،لایقتر بودن آنها و آگاهتر بودنشان در اثر عادتهایشان است.
  • با تمرین و تکرار کافی هر رفتاری در طول زمان غیر ارادی می شوند .
  • عاقلانه ترین و بر انگیزاننده ترین انتخابها آنهایی اند که منطبق بر اهداف ،خود درونی و ارزش های والای تان باشد.
  • موفقیت چیزی نیست که تعقیبش کنید بلکه چیزی است که باید آن را جذب کنید.
  • فرمول زندگی ما :انتخاب+رفتار+عادت+مرکب شدن=اهداف
  • فصل چهارم:تکانش
  • به گفته نویسنده ،تکانش قابل دیدن نیست یا نمی توان احساس کرد ولی وقتی به آن دست می یابی متوجه حضورش میشوی و می تواند شما را به سوی موفقیت پرتاب کند.

 

  • در تو ضیح برای فهم مفهوم تکانش می توان آن را به حرکت چرخ و فلک تشبیه کرد که در ابتدا به حرکت در آوردنش انرژی زیادی می خواهد ولی وقتی سرعت می گیرد حرکتش روانتر می شود و چرخاندنش انرژی کمتری می گیرد.

 

  • پذیرش و اتخاذ هر تغییری به همین صورت است.شما با برداشتن یک قدم کوچک و انجام یک عمل در هر زمان ،شروع می کنید و پیشرفتتان آرام و آهسته است اما به محض این که عادت تازه شکل گرفته تان شروع به تاثیر گذاری کرد تکانش بزرگ هم به شما می پیوندد و موفقیت و نتایجتان به سرعت مرکب می شوند.

 

  • رفتارهای قدیمی و شرطی گذشته ،درست مثل اینرسی چرخ و فلک یا کشش جاذبه ی زمین هستند.

 

  • هیچ چیز مثل ثبات نداشتن سریعتر تکانش بزرگ را از بین نمی برد.

 

  • اثرمرکب مثل تلمبه زدن است که در ابتدا به آبی نمی رسی ولی عاقلها هستند که ادامه میدهند البته در ابتدا چند قطره آب حاصل زحمت آنها است که با وجود عقب نشینی خیلی ها عاقل ها همچنان ادامه می دهند و در نهایت به جریانی مداوم و ثابت از آب می رسند.

 

  • فصل پنجم :تاثیرات
  • سه نوع ا ز تاثیرات روی هر شخصی اثر می گذارند :ورودی ها (چیزی که مغزتان را با آن تغذیه می کنید)ارتباطها (آدمهایی که وقتتان را با آنها می گذرانید) ومحیط (اطرافتان)
  • خیلی مراقب باشید ورودیهای بی ربط و مخرب جذب مغزتان نشوند.
  • آدمهایی که از روی عادت با آنها در ارتباط هستید گروه مرجع شما نامیده می شوند. این گروه در حدود ۹۵ درصد از موفقیت یا شکستتان رادر زندگی تعیین می کنند.
  • محیط پیرامون شما چشم اندازتان را تغییر می دهند.وقتی محیطی را برای پشتیبانی از اهدافتان به وجود می آورید یادتان باشد همان چیزهایی را در زندگی به دست می آورید که تحملشان می کنید.
  • فصل شش:شتاب بخشی
  • در این فصل به این مطلب پرداخته شده که اثر مرکب چگونه می تواند به شما کمک کند تا به سطحها ی جدید و بزرگتر موفقیت نفوذ کنید.
  • وقتی خودتان را آماده کردید ،آموزش دیدید ،تمرین کردید،و مدام تلاش کردید دیر یا زود با لحظه حقیقت خودتان روبرو می شوید .
  • رشد واقعی با تکرارهایی اتفاق می افتد که بعد از رسیدن به نقطه محدودیت انجام می دهید .
  • در جهانی که بیش تر چیزها حتی در حد انتظارات هم نیستند شما می توانید با رفتن ورای انتظارات به صورت قابل توجهی نتایج تان را شتاب دهید و از عموم مردم فاصله بگیرید.
  • اختصاص کمی زمان انرژی و فکر بیشتر به تلاشهایتان فقط نتایجتان را بهتر نمی کند بلکه آنها را چند برابر می کند.

نتیجه:یادگیری بدون عمل بی فایده است.