مقاله ۹

آیا دوست داشتن خودم نقشی در تربیت فرزندانم دارم؟

اگر داخل هواپیما نشسته باشید دیده اید که قبل از حرکت پیام های امنیتی در داخل هواپیما پخش می شود.مثل  اینکه کمربند ایمنی خود را ببندید،نزدیکترین خروجی به خود را مشخص کنید ،در شرایط اضطراری از کوسن صندلی خود به عنوان ضربه گیر استفاده کنید …در صورت افت ناگهانی فشار کابین استفاده از ماسک اکسیژن ضروری است .

اگر کودک یا خردسالی همراه داشته باشید معمولاً با دقت بیشتری به این نکات توجه می کنید .همانطور که می دانید بدون اکسیژن کارکرد مغز مختل میشود.قدرت تشخیص خود را از دست می دهیم و از عهده ساده ترین کارها هم برنمی آییم.حال تصور کنید که داخل هواپیما نشسته اید و این اتفاق می افتد (کمبود فشار و کاهش اکسیژن کابین )کاری که معمولا انسانها انجام می دهند این است که وحشت زده می شوند و بدون اینکه لحظه ای فکر کنیم دیوانه وار سعی می کنیم که ابتدا ماسک اکسیژن فرزندمان را به صورتش بزنیم .

اما حقیقتی که وجود دارد این است که در شرایط بحرانی در داخل هواپیما و در کل در تمام زندگی اگر خودمان نتوانیم نفس بکشیم نمی توانیم به هیچ کس دیگری کمک کنیم .

شما نمی توانید از خانواده خود مراقبت کنید مگر اینکه ابتدا به خود توجه کنید

لازم است اینجا یک نکته را بیان کنم .اینکه این حرف اصلاً با خودخواهی و خود شیفتگی یکی نیست .خودخواهی یعنی اینکه کارهایی را برای دیگران انجام دهیم و انتظار داشته باشیم که دیگران  جواب این کارهای ما را به شکلهای مختلف به ما نشان دهند و در کل جبران کنند.

خودشیفتگی لزوما تمرکز بر خود نیست ،خودشیفتگی این است که شما نیاز داشته باشید که همه چیز حول محور شما بچرخد و  همه به شما توجه و تمرکز داشته باشند .

اما عشق درست و واقعی به خود که در این مقاله مد نظر دارم، این است که من خود را به خاطر منافع تو دوست دارم.حاصل این طرز تفکر هم رسیدگی به خود و هم دیگران از جمله فرزندان است .شخصی که خود را دوست دارد نیازی ندارد دیگران او را تأیید کنند یا حتی خوبیهایش را جبران کنند تا به کار خودش ادامه دهد .او از خودش مراقبت می کند تا دیگران مجبور نباشند مرتب مراعات حال او را کنند .چون شخصی که محافظت از خودش را بلد نیست و برای خودش وقت کافی نمی گذارد معمولاً روان آرام و جسم سالمی هم ندارد و نیاز دارد تا مرتب از طرف دیگران مخصوصا ً فرزندان مراعات حالش را کنند .این مدل رفتار که متأسفانه در بین والدین ما کم هم نیست بیشتر شبیه تعریف خودخواهی است تا فداکاری در حق فرزندان .

البته این خیلی مهم است که بدانیم این دوست داشتنی که از آن صحبت می کنیم یعنی دوست داشتن خود در عمل چگونه است .در یک جمله می توانم بگویم دوست داشتنی که هم به نفع خود ما باشد هم به نفع اطرافیان و به طور خاص فرزندانمان .

برای روشن شدن موضوع مثالی می زنم :تا به حال به تفاوت فرار و عقب نشینی فکر کردید؟تفاوت این دو کار در چیست؟

فرار کردن معمولا یک عمل غیر ارادی است که شخص برای نجات خود از یک وضعیت خطرناک انجام می دهد و تنها فکرش این است که از آن شرایط فرار کند بدون اینکه قصد برگشت داشته باشد و یا نقشه ای برای برگشت بهتر در سرش باشد .گاهی فرار کردن ها و کم آوردن های ما والدین در تربیت به خاطر این است که

انرژی و انگیزه لازم را برای ادامه نداریم .تصور می کنیم که در مسیر زندگی و مادر یا پدر بودن داریم فدا می شویم .

اما اگر گاه آگاهانه کمی عقب نشینی کنیم و به تجدید قوا بپردازیم و به صحنه تعامل با فرزندانمان برگردیم ،دیگر لازم نیست که به خاطر اتفاقات مختلف کم بیاوریم و از صحنه فرار کنیم و شروع به غر زدن یا فریاد زدن کنیم .

یک راه برای کاهش میل به فرار از صحنه تربیت در نظر گرفتن عقب نشینی های سنجیده است .مثل ورزش،مطالعه،پرداختن به رشد شخصی یا هدفی که همیشه آرزوی رسیدن به آن را داشتی  یا هنرهای دستی و برقراری روابط درست با دوستان قدیمی .

یک نکته مهم :یادمان نرود که این عقب نشینی های سنجیده هم به نفع خودمان است هم فرزندانمان .اگر قرار باشد برای فرار از دست بچه ها یا همسرمان و شانه خالی کردن از زیر بارمسئولیت فرزند پروری به این کارها رو بیاوریم ،نه عقب نشینی سنجیده نام دارد و نه به نفع فرزندانمان است (البته شاید در کوتاه مدت به نفع خودمان باشد.البته فقط در کوتام مدت .)

یک جسم رنجور و روان ناآرام رسیدگی و مراقبت از فرزندان را بسیار دشوار می سازد .جسم شما یک امر اضافی یا کناری نیست بلکه اولین مسئولیت شما در زندگی است.(هال ادوارد رانکل ؛روانشناس و نویسنده در حوزه تربیت )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *