چگونه هوش عاطفی فرزندانمان را از شش تا هشت ماهگی رشد دهیم؟

 

 

 

 هوش عاطفی در کودکان مسئله بسیار مهمی است که باید از همان دوران نوزادی مورد توجه قرار گیرد.در این مقاله می خواهیم در رابطه با اقدامات ممکن برای رشد هوش عاطفی کودکانمان با هم صحبت کنیم .

این دوره ،دوره اکتشافات فراوان برای نوزادان است .

دوره‌ای که آن‌ها دنیایی از اشیاء،آدم‌ها و مکان‌ها را کشف می‌کنند .می‌توانند اسباب‌بازی‌های خود را از هم تشخیص دهند ،

بین والدین خود و غریبه‌ها تفاوت قائل شوند .مکان آشنا را از غیر آشنا تشخیص دهند.

در ضمن به شیوه‌های جدیدی برای بیان احساساتشان دست   پیدا می‌کنند.

ازجمله جهش‌های رشدی و عاطفی نوزاد در این سنین این است که قادر است توجهش را به‌جای دیگری معطوف کند ،اما در ضمن شیئی یا شخصی را که اکنون دیگر به آن نگاه نمی‌کند به یاد آورد مثلاً می‌تواند به عروسک خود نگاه کند

و بعد برای انتقال احساس خود برای دیدن عروسکش به مادر یا پدرش بنگرد و لذتی را که از دیدن عروسک در او ایجادشده با والدش سهیم شود.

شاید در ابتدا این مسئله ،مسئله چندان مهمی به نظر نیاید ،اما این درواقع یک فرصت برای والدین است که به رشد عاطفی فرزندشان فکر کنند .

برای تقویت هوش عاطفی فرزندتان در این سنین، دعوت نوزادتان را به بازی با عروسک یا هر شیئی که نسبت به آن حساس شده بپذیرید و از واکنش‌های عاطفی فرزندتان تقلید کنید .

همین کار ساده باعث تقویت هوش عاطفی فرزند شما می‌شود .چون می‌تواند نمایی از عواطف و احساس خود را در چهره شما ببیند.

در این سنین ،همچنین کودک در فهمیدن کلماتی که می‌شنود پیشرفت خوبی دارد و این هم به رشد عاطفی او کمک می‌کند .

او تا حدود زیادی می‌تواند زبان را بفهمد و دستورهایی مانند “برو خرس کوچولو تو بیار “را دنبال کند .

یا مثلاً زمانی که کودک خواب‌آلود است و او را در آغوش می‌گیری و می‌گویی :

“عزیزم خسته‌ای درسته ؟خب سرت رو شانه مامان بگذار و بخواب “این هم به کودک یاد می‌دهد که احساس خستگی خود را بفهمد و بین این احساس و احساسات مشابه مثل کلافگی یا بی‌حوصلگی ،کم‌کم تفاوت قائل شود .

وقتی به شیء پرخطری نزدیک می‌شود و چهره‌ی مضطرب ما و نهی ما را می‌بیند ،این هم یعنی درک احساس ترس و اضطراب از تغییرات در چهره مادر .

زمانی که می‌خواهد به یک آدم‌آهنی نزدیک شود و هنوز مردد است که جلو برود یا نه ؟

به مادر یا پدر نگاه می‌کندو اگر آرامش را از چهره آن‌ها دریافت کند ،این یعنی مجوز برای نزدیکی به آدم‌آهنی و در ضمن درک احساس آرامش در چهره‌ی افراد پیرامونش .

بنابراین با تقلید از حالات چهره کودک ،مثل زمانی که خسته است ،ترسیده یا کلافه است و همچنین

نمایش شادی ،غم یا ترس و اضطراب در لحظات مختلف ،می‌توانیم از همان دوران نوزادی ،فرزند دلبندمان را با انواع احساسات و هیجانات انسانی آشنا کنیم .

به طور خلاصه توصیه من به شما والدین عزیز این است که برای فرزندتان مثل یک آینه باشید

یعنی احساسی را که کودک نشان می دهد به او بازگردانید .این بخش مهمی از راهنمای عاطفه بودن برای فرزندان است.

همچنین او را با احساساتی که درون خودش بروز می‌کند آشنا کنیم و این یعنی همان قدم گذاشتن در مسیر رشد عاطفی فرزندمان.

منتظر مقاله‌های بعدی درزمینه رشد عاطفی بچه‌ها در سنینی بالاتر باشید .

ممنونم که این مقاله را برای مطالعه انتخاب کردید .

 

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *